Daily reminder



, when you are no longer able to change the circumstances

you are challenged to change yourself


beyond repair



you have broken every piece of me

and there is nothing left to fix

so just LEAVE ME ALONE



چند روز با بچه ها جلسه گذاشتم. یه سری هاشون حرف خاصی برای گفتن نداشتن اما چند نفر بودن که خیلی حرف داشتن و برام جالب بود که انقدر با من احساس راحتی کرده بودن که مشکلات شخصیشون رو با من درمیون میزاشتن. انگار که تراپیستشون بودم. انگار که تنها بودن و کسی رو نداشتن که به حرف هاشون گوش بده. همین طور که حرف میزدن هی تو ذهنم فکر میکردم من چه جوری میتونم به این ادمها کمک کنم؟ دلم میخواست دستشون رو بگیرم و بگم ببین شاید من کمکی از دستم برنیاد یا حرف های قشنگ نزنم ولی هستم. هروقت نیاز به صحبت داشتی من هستم. این کمترین کاریه که ازم برمیاد.

یه حس مسئولیت زیادی رو دوشم حس میکنم. درسته مسئول کل زندگیشون نیستم اما مسئول یه بعد از زندگیشونم که میتونم با بهتر کردنش حداقل یه بخشی از زندگیشون رو قابل تحمل تر کنم.

اینجا مطمئن شدم تو جایگاه درستی قرار گرفتم. اگر بی تفاوت بودم نگران کننده میبود. و امیدوارم که هیچ وقت بی تفاوت نشم. روزی که بی تفاوت بشم همون روزیه که باید از این کار استعفا بدم.




نمیدونم چرا چند وقته دلم نمیخواد چیزی بنویسم و حتی الان هم خودمو مجبور کردم به نوشتن. امسال دو بار کل زندگیم از اساس تغییر کرد و من تو این گیر و دار تغییرات، هر روز رها کردن رو تمرین کردم. تمرین کردم نه وقتی چیزی به دست میارم هیجان زده شم و نه وقتی چیزی رو از دست میدم برنجم و صرفا یه تماشاگر باشم. هر روز تمرین میکنم دگرگونی ها رو بپذیرم. هر روز به خودم یاداوری میکنم همه چیز موقتیه. اگر تو مسیر چیزی چشمم رو میگیره واستم و نگاهش کنم و لذت ببرم اما اسیر نشم، تو اون نقطه گیر نکنم و یادم نره که باید حرکت کنم و یه مقصدی هست که باید بهش برسم.

باید خودمو خالی کنم از هرچی که هست. حتی از خودم. باید خودم رو از خودم خالی کنم. این خود شیفتگی و غروری که دارم، حالمو بهم میزنه. باید خودم رو بشکنم. باید یاد بگیرم که هیچ کس نباشم. حتی اگر کلی موفقیت و دستاورد داشته باشم، اینا نباید هویت من باشن. هنوز خیلی فاصله دارم تا اون چیزی که میخوام باشم. استاد میگفت اگر کسی از من تعریف کنه خوشحال نمیشم و اگر کسی بگه ادم خوبی نیستم، قلبم تکون نمیخوره. کاش منم میتونستم اینجوری باشم. پس سنگ رو برداشتم و آینه رو شکوندم.