.

من تو را دیدم

من روح تو را دیدم

همه ی تو را دیدم

تاریک ترین وجه وجودت

و زیباترین اش

.

دلگرمی

.

مدت ها بود تو تاریکی نشسته بودم و داشتم از خودم قطع امید میکردم، دست منو گرفتی و نور رو بهم نشون دادی. خودم رو به خودم نشون دادی. بهم فهموندی خودم رو دست کم نگیرم حتی اگر پر از اشتباهم. که ناامید نباشم حتی اگر حس میکنم سقوط کردم، که من کلی راه اومدم و هنوز کلی راه در پیشه :)

.

a message

.

نبرد بود

تو رو دیدم

انقدر قدرتمند بودی که هیچ موجودی نمیتونست باهات مقابله کنه

میدرخشیدی

و در چهره ات کوچک ترین اثری از ترس نبود...

.

نزدیک

.

چونان به من نزدیکی

که اگر جایی نباشم، تو نیز نیستی.

چونان نزدیکی

که دست های تو بر شانه ام

گویی دست های من اند.

و هنگامی که تو چشم میبندی

منم که به خواب میروم.

.

پابلو نرودا

.